مشکل سایت با اسپم ها |
|
دوستان خوب من .... صفحه ی ارسال متن یا شعر دچار یه اسپم شدید شده ... فعلا این صفحه رو غیر فعال کردم .... اگر می خواین متنی یا شعری یا نوشته ای بفرستین از قسمت تماس با ما برای من یا سمیرا ارسالش کنید .... رو سایت قرارش می دیم ... با تشکر از شما ... حمیدرضا ...
|
نگاه... |
|
این شعر تو وبلاگ فرزانه هست ..... ولی چون خیلی قشنگ بود ... فکر کردم که حیفه بقیه نخوننش و ازش لذت نبرن ... واسه همین اینجا می نویسمش ... البته با اجازه ی فرزانه جان ..... ![]() ایستاده ام در بلندای سکوتی سرد و این اندیشه را دارم که پشت این نگاه پر رمزت و این خیرگی چشمانت در اعماق وجودت چه می گذرد؟! با من بگو بگو از حسی که وجودت را فرا گرفته بگو از راز نگاهت و حس درونت من نیز خواهم گفت از دلم که در آن عشق تو مأوا گرفته از چشمانم که هر لحظه را در انتظار دیدار توست ای عزیزترین من ای سراسر شوق هستی موجی مرا به قعر اقیانوس درونم می برد و در آنجا به اندازه ی احساس سرد سکوتم فریاد درونم را رها می سازم و از زیبایی تابش نور ماه و انعکاس آن در آب می گویم آری...لحظه ی تابش عشق لحظه ی آرامش من و توست لحظه ی زیبای کنار هم بودن شاعر : فرزانه خادم
|
ما دوتا |
|
سلام دوستان عصرتون بخیر امروز دارم برای اولین بار یه پست میذارم این پست یه ترانه اس که به دوستای خوبم حمیدرضاجون و فرزانه خانوم (البته اگه منو به عنوان دوستشون بدونن) تقدیم میکنم امیدوارم این دوتا هم مثل خیلی از عاشقایی که میشناسم به هم برسن واسه همیشه با هم باشن ![]() آسمونم دیگه امشب هیچ مهتابی نداره واسه قلب خسته من قطره بارانی نداره آسمونم دیگه امشب منو از خاطر خود برد او نم از نداشتن تو دلش همچون دل من مرد فاصله بین من وتو ، توی اندازه زیاده ما تو قلب هم نشستیم ، حرف آدما زیاده فرداها واسه منو تو از سیاهیا به دورن آشیونمون قشنگه اینو خوب همه میدونن میدونی وقتی که میگی دلت غمگینو گرفتس یه جوری میشم که انگار منو از دلت زدی پس بیا عهد کنیم که هیچ وقت واسه همدیگه نمیریم واسه همدیگه بمونیم ، پیش همدیگه بشینیم آخ چقد زود گذشت اون شب ، شبه دستایه تو با من شبه آغوشه من وتو ، شبه دیداره تو و من به چه حس خوبی دارم ، دوباره تو دوباره من دوباره بوسه ز لب هات میشه تکرار واسه من میگذره این روزا ، شاد باش منو تو ما میشیم آخر میزنیم تو گوشه دنیا ما میشیم واسش یه سرور دارم اون روزو میبینم ، دستامون تو هم تنیده وصف عشق ما دوتارو اون بالا خدام شنیده فرداها میان ، میمونن از ما دوتا دور نمیشن میدونن ما هم رو می خوایم مثل ما دیونه میشن اینم از قانونه دنیا و روزا و روزگارش کیه که ما رو نبینه و نگه که خوش به حالش رضا - ر 18/11/88 |
تو رو می بوسم |
|
سلام دوستان خوبم .... امروز دلم خیلی گرفته ..... از صبح تا الان با دوستم بیرون بودیم و کلی خوش گذروندیم ... ولی با این حال حالم اصلا خوب نیست ..... یه غمی تو دلمه که نمی تونم به کسی بگم .... اونایی هم که می تونم بهشون بگم ، علاقه ای به شنیدنش ندارن و اصلا یادشون رفته که دوستی به اسم حمیدرضا دارن ... !! بگذریم .... تو این پست یه شعر می نویسم که بی ربط به ناراحتیم نیست خیلی ها می دونن این شعر برای کیه. اونایی هم که نمی دونن همون بهتر که ندونن ... !! ![]() ح.بیژن یار ...... بهمن 88 |
همنفس |
![]() واسه من دوباره مهتابی بشو تو شبام هلهله کن توی زندان عشقت اسیرم واسه من عشق مثه پنجره کن توشبای سرد من غوغا بکن باز بیا دوباره تو صدام بکن تو غروب دلتنگی من طلوع بکن اغاز عشق بشو عشقو واسم شروع بکن تو هوای فصل دلگیر تو خود نفس بشو واسه این دل تنهام بیا همنفس بشو بیا تو یک تکیه گاه باش توی فصل بیکسی کاش میشد بیایی و دوباره به من برسی من با تو منم بی تو یه بینفس کاش بیایی یه لحظه اینجا ای صدای همنفس ارسال شده توسط لیونا
|
مرد |
![]() آسمان بود و زمین بود و سکوت ، یک غروب خورشید ، تک و تنها یک مرد ، غروب را می دید ، دل او پر بود از همه چیز و همه کس ،متنفر بود از لحظه ها و هر نفس ، تا که یک لحظه گذشت از نگاهش ، چشمهایی غمگین دل مرد از سنگ بود ، ولی غم را فهمید ،مرد بر خود لرزید ، سینه اش شد پر از آشوب و خروش ،راه ِ رفتن را دید ، به خودش همت داد ، پی رهگذر دوید ، تا که رفت چند قدمی ، سر جایش ایستاد ، راه ِ رفتن را نخواست ، مرد در جایش بود ، دل او ادامه داد ، دیگر آن دل هرگز ، دلی از سنگ نبود ، مهربان و گستاخ ! دیگر آن دل هیچ مغرور نبود ،رهگذر رفت و گذشت ، مرد در جایش بود، به افق می نگریست ، آری آن روز گذشت ، شب ولی برای او مثل همیشه اش نبود مرد اگر که مرد بود ، دل او حال دگر کودک بود ،دیگر آرام نداشت ، و در آن تاریکی ، چشم های رهگذر را می خواست ، صبح از راه رسید ، او سراسیمه دوید ، سر راه رهگذر ، رهگذر او را دید ، مرد هم رفت جلو ، گفت و شنید ، خواست در آغوشش بگیرد اما ، دل رهگذر نخواست ، رهگذر رفت و گذشت ، مرد در جایش ماند ، و به این اندیشید : چشم او غم را دید ؟ دلش اندوه دل اورا دید ؟ دلش عشق را فهمید ؟ آری آن روز گذشت ، در غروب خورشید ، رهگذر باز آمد ، مرد هم آنجا بود ، حال مثل رهگذر ، مرد هم غمگین بود ، یک سوال ؟ رهگذر مرد را دید ؟ غم او را فهمید ؟ آری آن روز گذشت ، روز ها می گذرند ، رهگذر میاید ، می گذرد ، مرد در جایش هست ، منتظر رهگذر ، شاد از آمدنش ، غمگین ز رفتنش ، مرد غمگین ز غم های دل رهگذر است ، مرد غمگین ز حرف های دل رهگذر است ، مرد در جایش هست ، سر حرف هایش هست .... شاعر : رضا رجبعلی پور |
نقش پنهان |
|
آه ای مردی که لبهای مرا از شرار بوسه ها سوزانده ایهیچ در عمق دو چشم خامشم راز این دیوانگی را خوانده ای ؟ هیچ می دانی که من در قلب خویش نقشی از عشق تو پنهان داشتم هیچ می دانی کز این عشق نهان آتشی سوزنده بر جان داشتم گفته اند آن زن زنی دیوانه است کز لبانش بوسه آسان می دهد آری اما بوسه از لبهای تو بر لبان مرده ام جان میدهد هرگزم در سر نباشد فکر نام این منم کاینسان ترا جویم به کام خلوتی می خواهم و آغوش تو خلوتی می خواهم و لبهای جام فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر ساغری از باده ی هستی دهم بستری می خواهم از گلهای سرخ تا در آن یک شب ترا مستی دهم آه ای مردی که لبهای مرا از شرار بوسه ها سوزانده ای این کتابی بی سرانجامست و تو صفحه کوتاهی از آن خوانده ای فروغ فرخزاد
|
آه ای عشق |
|
سلام دوستان ... تو این پست براتون یک شعر از دوست جون خوبم فرزانه خانم میذارم ... یک شعر نو هست که خیلی قشنگه و برعکسه تمام کسانی که شعر نو میگن و سعی می کنن با کلمات قلمبه و سلمبه شعرشون رو مهم جلوه بدن ولی در اصل هیچ حرفی برای گفتن ندارند و وقتی به عمق معنای شعرشون دقت می کنی چیزی جز اراجیف نمی بینی ... شعر فرزانه .. ساده هست و با معنا و زیبا ... ![]() ابرها روی هم پشته می شوند و هوا رو به تاریکی می رود ... آه ای عشق ، چرا اجازه دادی ای که تنها و غریب ، بیرون ِ در ، چشم به راه ایستم ؟ در کشاکش کار نیمروز با مردمان هستم اما در این روز تیره ، تنها و غم بار ، تنها به توست که امید دارم . اگر مرا چهره ننمایی ، و بیرون درگاهت تنهای تنها گذاری ، نمی دانم که این ساعات دراز و هوای بارانی را ، چگونه تاب آورم . بر تیرگی دوردست آسمان خیره می شوم و دلم با باد ِ نا آرام چرخ می زند و ناله می کند شاعر : فرزانه خادم
|
انتخاب |
|
زندگی ما آدما ماراتونی از انتخاب های پشت سر همه ... انتخاب هایی که شاید بعضی هاشون اشتباه باشن ... انتخاب هایی که شاید بعضی هاشون سرنوشت انسان رو عوض کنن ... ولی تا وقتی زنده هستیم مجبور به انتخابیم ... انتخاب بین خوب و بد ... بین زشتی و زیبایی ... خیلی از انتخاب ها واسه ما به امور روزمره تبدیل شدن ... انتخاب مسیر رفتن به دانشگاه یا محل کار ... انتخاب نوع غذا برای ناهار ... انتخاب لباس ... اما بعضی انتخاب ها سخت تر و مهم ترند و معمولا کمتر پیش میان ولی در هر صورت واسه هر آدمی یه بار پیش میان .. مثل انتخاب رشته دانشگاه ... انتخاب همسر .... انتخاب شغل ... اما یک حالت سومی هم هست که شاید خیلی ها در طول زندگیشون در این تنگنای انتخابی قرار نگیرن .... انتخاب بین بودن و نبودن ... انتخاب بین گفتن و نگفتن ... انتخاب بین تحمل کردن و شکستن دیگران ... !! بعضی وقت ها آدم باید انتخاب کنه که یه چیزی باشه یا نباشه ... و اگر انتخاب کرد که نباشه باید تا آخر خط ادامه بده ... بعضی وقت ها باید انتخاب کنی که یک حرفی رو بگی یا نگی ... حرفی که نمی دونی اگه بگی بهتر میشه اوضاع یا بد تر .. ولی بعضی وقتا می دونی نباید بگی ... می دونی اگر بگی دل کسی رو میشکنی ... می دونی اگر بگی و اشتباه کنی تو انتخابت هیچ راه جبرانی نیست .... اینجاست که انتخاب معنای انسانی پیدا میکنه ... انتخاب می کنی که نگی ... بهت تهمت میزنن .... پشت سرت حرف می زنن ... بهت دروغ میگن ... ولی تو نباید بگی ... من تو این موقعیت گیر کردم ... یه موقع ، نمی دونستم که باید بگم یا نه ... بعد فهمیدم که نباید بگم ... آخرش هم مطمئن شدم که نباید می گفتم ... اما هزینه این نگفتن ها از دست دادن خیلی چیز هاست ... امیدوارم طاقتشو داشته باشم که بازم نگم ... بازم وقتی بهم توهین می کنن و تهمت میزنن ... فقط بخندم و نادیده بگیرم حرفاشون رو .... نمی دونم تا کجا می تونم ادامه بدم .... شاید اگه خیلی پیش ها به جای گفتن سرسختانه ی نــــــــــــــه به یک پیشنهاد .. تمام مشکلات مربوط به اون رو نادیده می گرفتم ... به آیندش فکر نمی کردم ...می گفتم آره ... می گفتم قبول ... شاید اون روز اشک تو چشمام جمع میشد که دارم اشتباه می کنم ...اما دیگه حالا هر کسی از راه می رسید به من نمی گفت نامرد ... به من نمی گفت زیر آب زن ... اگر قبول می کردم که باشه .... اگر قبول می کردم که باشم ... دیگه هیچ کسی پاش به این ماجرا باز نمیشد که تو روی منی که به خاطرش از خیلی چیزا گذشتم واسته و بگه .... نامــــــــــــــــرد ... ولی من بازم طاقت میارم ... چون اعتقاد دارم که ماه پشت ابر نمی مونه ... شاید اون روز که همه می فهمن چی به چی بود و مقصر کی بود ... دیگه برای من سودی نداشته باشه ... شاید اون روز هیچی نتونه بهای اشکی رو که امروز از چشمام چکید بده ... ولی می تونم سرم رو بالا بگیرم و با افتخار بگم که من گفتم : نــــــــــــــــــــــــــــــه .. من به چیزی که خیلی ها آرزوشو داشتن گفتم : نــــــــــــــــــــــــه ... می تونم افتخار کنم که وقتی می تونیستم کسی رو خورد کنم .... خودمو شکستم ... اون روز همه شرمسار میشن .... البته شاید هم نشن ... چون آدما این روز خیلی پست تر از اونی شدن که قبلا تو قصه ها می خوندیم ... ولی وجدان من آزاده ... من نـــــــــــــه گفتم ...
|
ترانه ی یلدا ... |
|
سلام ... تو این پست یه ترانه از رضا رجبعلی پور می ذارم براتون .... البته چون کار این سایت مربوط به شعر میشه ...شعرش رو می نویسم و آهنگش رو ضمیمه کردم فقط... لینکش رو هم احسان آپلود کرده تو 4shared ... حالا بعدا اگه وقت کردم تو سایت آپلود می کنم تا لینکش مستقیم باشه .... البته اونایی که باید دانلود می کردن ... دانلود کردن و گوش دادن تا حالا .... از وقتی دیدمت تو رو ، شدی تمام زندگیم ، ![]() آخر خواسته هام شده ، گرفتن دستای تو ، شدی تمام زندگیم ، تمام آرزوی من ، این حس خواستن چشاته ، رفته تو تار و پود من ، همیشه من منتظرم که باز تو رو ببینم ، تو باغ سبز رویاهام ، کنار تو بشینم ، سبد سبد گل بیارم ، به پای تو بریزم ، این حس با تو بودنه ، توی دلم عزیزم ، روزا برام چه زود میرن ، شبام ولی بلندن ، امید فرداهام اینه ، لبات برام بخندن ، سیاهیه شبای من ، قدر شبای یلداست ، طلوع آرزوهام ، سپیده دم فرداست ، یلدا شاید تو چشم تو خیلی برات قشنگه ، یک شبه خوب و خاصه ، خیلی خیلی قشنگه ، اما تو یلداهای من هیچی برام قشنگ نیست ، یلدای من بدون تو ، یلدای خواست من نیست ، تمام حزن و اندوه یلداهات همه مال من ، خوشیه تو تو زندگیت آرزوی یلدای من ، بدون تو ، تو این شب و تو این کوچه می شینم ، با طنین سبز خندت یلدامو جشن می گیرم ، خدا کنه که امشب ، من توی فالش باشم ، تا به ابد تو یلداهاش منم کنارش باشم ، تو سردیه این کوچه ها ، تنها بی تو می مونم ، از اون چشای نازت ، کلی غزل می خونم ، شاعر : رضا رجبعلی پور قسمت هایی رو که با سبز مشخص کردم هم از لحاظ شعری و هم از لحاظ آهنگسازی و نحوه ی خونده شدن خوب هستن و بی اشکال ... قسمت هایی که با رنگ زرد مشخص کردم از لحاظ شعری مشکل شدید دارند ولی خوب روی آهنگ سوار شدند و مشکلشون خیلی مشخص نیست .... قسمت هایی که با رنگ قرمز مشخص کردم هم از لحاظ شعری و هم از لحاظ آهنگ سازی مشکل شدید دارند و اصلا خوب نیستند .. دقت کنید که منظور از نداشتن مشکلات شعری .... رعایت شدن وزن و قافیه در حد مناسب و پیوستگی مفاهیم و بعضی اصول اولیه دیگه هست . و منظور از نداشتن مشکل آهنگ سازی .... هماهنگ بودن شعر و آهنگ ، رعایت میزان ها و فاصله ها هنگام خوندن ، کوک خوندن و تحریر های مناسب هست . ( این کوک رو که گفتم یاد رامین زمانی افتادم تو next persian star ... !!! ) حالا چند تا نکته ی کوچولو که اگه رضا جون بهشون عمل کنه باعث میشن کار های بعدیش بهتر باشه این هاست ... البته این نظر شخصی من هست و دوستان متخصص می تونن اگه جایی مشکل داشت اصلاحش کنن ... 1. دو مورد متفاوت در طریقه ی خونده شدن یک ترانه وجود داره که خواننده باید هر رو رو رعایت کنه ... 1. مونو تن نخوندن (monotone ) : یعنی این که از اول تا آخر آهنگ رو روی یک نت بخونه ... مثلا اگر گام کار مثل این آهنگ رضا روی لا ی مینور ( البته فکر می کنم ) باشه ... کل آهنگ رو روی نت لا دیز اجرا کنه ... !!! یعنی افت ها و اوج ها رو رعایت نکنه ... 2. با یک قدرت نخوندن : به طور کاملا ساده در موسیقی حروفی هستند که به قدرت لازم برای اجرای اون قطعه اشاره می کنند . مانند : - f : اجرای قوی - p : اجرای ضعیف - mf : نیمه قوی کارکرد این حروف مشخصه برای این است که موسیقی از حالت یک نواختی بیرون بیاید و قسمت های مهم تر برجسته تر شوند .بعضی خواننده ها از اول تا آخر یه جوری می خونن انگار که دارن ضعیف اجرا می کنن ... در ویالون آرشه رو کم فشار میدن و در پیانو پدال مربوطه رو با پا فشار میدن .... که این اصلا خوب نیست . 2. مسائل مربوط به رعایت تحریر ها :به بیان ساده تحریر در موسیقی یعنی حرکت بین نت های مختلف در حال کشیدن صداها .. ( دیگه از این ساده تر به ذهنم نرسید) . خواننده ها باید دقت کنن که نه تحریر ها رو نادیده بگیرن و نه به صورت افراطی اجرا کنند . تحریر ها در موسیقی سنتی جایگاه ویژه ای دارن ولی در موسیقی پاپ نوع تحریر ها تغییر کرده ... اصولا تحریر ها حرکات بین نت ها هستند ولی به نظر من حرکت بین پرده ها هم در موسیقی قابل قبول هست ( چه پر رو شدم .. نه ؟ واسه خودم نظریه می دم .. ) یعنی به نظر من لازم نیست خواننده اگر روی نت سل هست برای تحریر روی نت های فا و لا نوسان کنه ... بلکه سل دیز شده و سل بمل شده هم قبوله ... !! 3.از مسائل مهم دیگه ای که برای خوندن درست لازمه به رعایت فواصل زمانی ، رعایت مترونوم (metronome) ، خارج نشدن از گامی که آهنگ برای اون ساخته شده و ... میشه اشاره کرد ... خوب حالا که یه مقدمه ی کوچولو گفتم ... ترانه ی رضا به این صورت ارزیابی میشه ... : - رضا مونو تن نمی خونه و در گام کار رنج خوبی از تغییرات رو ارائه میده .( خوب است ) - رضا با یک قدرت می خونه و این باعث میشه شنونده کسل بشه ... باید علاوه بر تغییر تن صدا (مورد 1) ، قدرت اون رو هم بالا و پایین ببره ( بد است ) - رضا تحریر های میان پرده ای میده ... از نظر تخصصی مشکل داره ... از نظر من ولی اشکالی نیست توش ... رعایت میزان بمل و دیز شدن ثابت کافیه که رضا انجام میده خوب این کارو . - رضا فواصل زمانی رو بعضی جاها ( قسمت های قرمز ) رعایت نکرده . با مترونوم نمی خونه . ولی میشه گفت از گام کار خارج نشده . این بود تمام توان من در راهنمایی دوست خوبم رضا جان ... در کل به عنوان اولین کاری که خونده باید بگم خیلی خوبه ... من آهنگ های بچه های تازه کار زیادی رو می شنوم .. ولی این خیلی بهتر از خیلی ها بود .... اولین کارش هست .. ولی مبتدیانه و بچگانه نیست ..... البته توصیه می کنم در دفعات بعدی از شعر های قوی تری استفاده کنه ... می تونید آهنگ رو از لینک زیر دانلود کنید : http://www.4shared.com/file/179068687/440746cf/Yalda.html |
منوی اصلی
خوش آمدید
آنلاین
مهمان: 3, اعضا: 0 ...
بیشترین افراد آنلاین همزمان 78
(اعضا: 0, مهمان: 78) در تاریخ 24 شهریور 07:52
اعضا: 63
جدیدترین عضو: carteeri93
بیشترین افراد آنلاین همزمان 78
(اعضا: 0, مهمان: 78) در تاریخ 24 شهریور 07:52
اعضا: 63
جدیدترین عضو: carteeri93
جعبه گفتگو
مهمان19 بهمن 00:32
salam
hamidreza8 بهمن 02:07
سلام ...
به جمع ما خوش اومدی ...
لیونا جان لطف کن شعر که می فرستی حتما اسم شاعرش رو هم بنویس .. حتی اگر خودت هستی ... بازم بنویس اسمشو ...
به جمع ما خوش اومدی ...
لیونا جان لطف کن شعر که می فرستی حتما اسم شاعرش رو هم بنویس .. حتی اگر خودت هستی ... بازم بنویس اسمشو ...
Reza1 بهمن 14:09
...
دیدن تمام ارسال ها (2471)








از شرار بوسه ها سوزانده ای

